ارزیابی عملکرد چیست؟ تعریف ساده، کاربردها و نقشه شروع برای مدیران و تیمهای منابع انسانی

ارزیابی عملکرد فرایندی منظم است که در آن کار هر کارمند در یک دوره مشخص با اهداف و انتظاراتی که از قبل روشن شده مقایسه میشود. نتیجه آن به بازخورد، برنامه بهبود و تصمیمهای منابع انسانی تبدیل میشود.
به زبان ساده، ارزیابی عملکرد به سه پرسش پاسخ میدهد: از این فرد چه انتظاری داشتیم، در عمل چه شد و از این به بعد چه باید بکند. ارزیابی خوب با فرم پایان سال شروع نمیشود؛ با هدف و معیار در ابتدای دوره آغاز میشود، با گفتوگوهای کوتاه ادامه مییابد و به جمعبندی منصفانه و مستند میرسد.
تعریف ارزیابی عملکرد و تفاوت آن با مدیریت عملکرد
در متون منابع انسانی دو اصطلاح نزدیک به هم دیده میشود. ارزیابی عملکرد (Performance Appraisal) به لحظه سنجش و قضاوت درباره کار گذشته اشاره دارد؛ جلسهای که مدیر و کارمند نتیجه یک دوره را بررسی میکنند و امتیاز یا سطحی برای آن ثبت میشود.
مدیریت عملکرد (Performance Management) چرخهای بزرگتر است که هدفگذاری، پیگیری مستمر، مربیگری، ارزیابی و برنامه توسعه را در بر میگیرد. ارزیابی یکی از ایستگاههای این چرخه است و اگر جدا از بقیه اجرا شود، معمولاً به کاری اداری و بیاثر تبدیل میشود.
در ایران اصطلاح «ارزشیابی کارکنان» هم رایج است، بهویژه در دستگاههای دولتی و آموزشی. این دو اصطلاح در عمل تقریباً هممعنا هستند، هرچند «ارزشیابی» بیشتر بار امتیازدهی دارد و «ارزیابی» گاهی گستردهتر فهمیده میشود.
| ویژگی | ارزیابی عملکرد | مدیریت عملکرد |
|---|---|---|
| دامنه | سنجش کار یک دوره مشخص | کل چرخه از هدفگذاری تا توسعه |
| زمانبندی | معمولاً سالانه یا ششماهه | پیوسته، با نقاط بازبینی دورهای |
| تمرکز اصلی | نتیجه و قضاوت درباره گذشته | بهبود و هدایت عملکرد آینده |
| نقش مدیر | ارزیاب | ارزیاب، مربی و پشتیبان |
| خروجی | امتیاز، سطح عملکرد، گزارش | اهداف جدید، برنامه توسعه، تصمیمهای منابع انسانی |
ارزیابی عملکرد از چه اجزایی تشکیل میشود
هر نظام ارزیابی، در سازمان کوچک یا بزرگ، از چند جزء ثابت ساخته میشود. اگر یکی از آنها مبهم باشد، کل فرایند در نظر کارکنان ناعادلانه یا تشریفاتی جلوه میکند.
۱. اهداف و انتظارات روشن
پایه هر ارزیابی، توافق بر سر این است که کار خوب در یک شغل مشخص چه شکلی دارد. این انتظارات دو نوعاند: اهداف کمّی یا نتیجهمحور، مثل حجم فروش، زمان پاسخگویی یا تعداد پروژه تحویلشده، و انتظارات رفتاری، مثل همکاری، دقت، مسئولیتپذیری و رعایت مقررات.
اهداف را طوری بنویسید که در پایان دوره بتوان بدون بحث طولانی گفت محقق شدهاند یا نه.
۲. معیارها و شاخصها
معیار مشخص میکند هر هدف با چه چیزی سنجیده میشود. شاخص میتواند عددی باشد، مثل درصد تحقق هدف، یا توصیفی، مثل «گزارشها بدون نیاز به اصلاح اساسی تحویل میشوند». شاخص خوب به کار خود فرد مربوط است، دادهاش در دسترس است و فرد بر نتیجه آن کنترل واقعی دارد.
۳. مقیاس امتیازدهی
بیشتر سازمانها مقیاس چهار یا پنج سطحی دارند، مثل «نیازمند بهبود جدی»، «کمتر از انتظار»، «مطابق انتظار»، «فراتر از انتظار» و «برجسته». نکته مهم، تعریف هر سطح با توصیف رفتار یا نتیجه است. عدد ۴ از ۵ بدون توصیف، برای دو مدیر دو معنای متفاوت دارد.
۴. منابع اطلاعات
ارزیاب برای قضاوت به داده نیاز دارد: گزارشهای کاری، نتایج پروژهها، بازخورد همکاران یا مشتریان، سوابق حضور و رعایت ضوابط، و یادداشتهایی که مدیر در طول دوره ثبت کرده است. ارزیابیای که فقط به حافظه مدیر در هفته آخر تکیه کند، تقریباً همیشه دچار خطای تازگی میشود.
۵. گفتوگوی ارزیابی
جلسه حضوری یا مجازی مدیر و کارمند قلب فرایند است. در آن نتایج مرور میشود، کارمند دیدگاهش را میگوید، نقاط قوت و موارد بهبود مشخص میشود و برای دوره بعد توافق میشود. فرم پرشده بدون گفتوگو، بخش اصلی ارزش ارزیابی را از بین میبرد.
۶. پیامد و پیگیری
نتیجه ارزیابی باید به چیزی وصل شود: برنامه آموزش، تغییر مسئولیت، پاداش، ارتقا یا برنامه بهبود عملکرد. اگر کارکنان ببینند نتیجه ارزیابی اثری ندارد، به مرور آن را جدی نمیگیرند.
کاربردهای ارزیابی عملکرد در سازمان
ارزیابی عملکرد فقط برای امتیازدهی نیست. خروجی آن در چند تصمیم مهم منابع انسانی به کار میرود:
- بازخورد و رشد فردی: کارمند میفهمد کجا خوب کار کرده و کجا باید بهتر شود. این کاربرد برای بیشتر کارکنان مهمترین بخش است.
- نیازسنجی آموزشی: وقتی چند نفر در یک مهارت مشترک ضعف دارند، واحد آموزش میتواند برنامه هدفمند طراحی کند.
- تصمیمهای پاداش و افزایش حقوق: بسیاری از سازمانها بخشی از پاداش یا افزایش دریافتی را به نتیجه ارزیابی وصل میکنند.
- ارتقا و جانشینپروری: سابقه چندساله ارزیابی کمک میکند افراد آماده برای نقشهای بالاتر شناسایی شوند.
- همراستا کردن اهداف: وقتی اهداف فردی از اهداف تیم و سازمان مشتق شوند، همه میدانند کارشان به کجا میرسد.
- مستندسازی: سوابق مکتوب عملکرد در تصمیمهایی مثل تمدید یا عدم تمدید قرارداد، تغییر شغل یا اقدام انضباطی، مبنای روشنتری فراهم میکند.
روشهای رایج ارزیابی عملکرد
هیچ روش ارزیابی برای همه شغلها و همه سازمانها بهترین نیست. بسیاری از سازمانها ترکیبی از دو یا سه روش زیر را به کار میبرند.
مدیریت بر مبنای هدف (MBO)
این رویکرد را پیتر دراکر در سال ۱۹۵۴ در کتاب «The Practice of Management» مطرح کرد. مدیر و کارمند با هم اهدافی مشخص و برگرفته از اهداف سازمان تعیین میکنند و در پایان دوره، میزان تحقق همین اهداف مبنای ارزیابی است.
نقطه قوت آن روشنی و مشارکت کارمند در هدفگذاری است. محدودیتش این است که اگر فقط بر نتایج عددی تمرکز شود، رفتار و شیوه رسیدن به نتیجه نادیده میماند.
اهداف و نتایج کلیدی (OKR)
این چارچوب را اندرو گرو در دهه ۱۹۷۰ در شرکت اینتل به کار گرفت و در کتاب «High Output Management» در سال ۱۹۸۳ شرح داد. OKR بر پایه MBO ساخته شده، اما هر هدف کیفی را با چند نتیجه کلیدی قابل اندازهگیری همراه میکند و دورههای کوتاهتری، مثلاً فصلی، دارد.
بسیاری از متخصصان توصیه میکنند OKR ابزار هدفگذاری و همراستایی بماند و مستقیم به پاداش فردی وصل نشود، وگرنه افراد اهداف کمریسک انتخاب میکنند.
راهنمای گوگل برای OKR، نمره ۰٫۶ تا ۰٫۷ را در اهداف جاهطلبانه مطلوب میداند؛ نمره کامل همیشگی یعنی هدفها به اندازه کافی بلند نبودهاند. پس اگر تحقق ۷۰ درصدی OKR را «کمتر از انتظار» ثبت کنید، کسانی را جریمه کردهاید که هدف بلندتری گذاشتهاند.
مقیاس رتبهبندی گرافیکی
سادهترین و رایجترین روش است. فهرستی از معیارها، مثل کیفیت کار، نظم و همکاری، نوشته میشود و مدیر برای هر کدام روی مقیاسی ثابت امتیاز میدهد. اجرای آن آسان است، اما اگر سطوح تعریف نشده باشند، بسیار تحت تأثیر برداشت شخصی ارزیاب قرار میگیرد.
مقیاس رتبهبندی رفتاری (BARS)
در این روش که پاتریشیا اسمیت و لورن کندال در سال ۱۹۶۳ پیشنهاد کردند، هر سطح مقیاس با یک نمونه رفتاری مشخص تعریف میشود. مثلاً برای «پاسخگویی به مشتری»، سطح پایین یعنی «تماسهای پیگیری را بیپاسخ میگذارد» و سطح بالا یعنی «پیش از شکایت مشتری، مشکل را پیگیری و حل میکند».
دقت این روش بیشتر است، ولی ساختن آن برای هر شغل زمان و همکاری خبرگان میخواهد.
بازخورد ۳۶۰ درجه
در این روش، علاوه بر مدیر مستقیم، همکاران همسطح، زیردستان و گاهی مشتریان داخلی یا بیرونی درباره فرد نظر میدهند و خود فرد هم خودارزیابی میکند. این روش برای سنجش مهارتهای رفتاری و رهبری مفید است، اما به فضای اعتماد و محرمانگی نیاز دارد.
در تیمهای کوچک، محرمانگی زود میشکند. قاعده رایج این است که نتیجه هر گروه، مثلاً همکاران یا زیردستان، فقط وقتی گزارش شود که دستکم سه نفر از آن گروه پاسخ داده باشند. بسیاری از سازمانها این روش را بیشتر برای توسعه به کار میبرند تا تصمیمهای مالی.
رتبهبندی و توزیع اجباری
در این روش کارکنان با یکدیگر مقایسه میشوند و درصد مشخصی از آنها باید در هر سطح قرار بگیرند. این شیوه جلوی سخاوت بیش از حد ارزیابها را میگیرد، اما در تیمهای کوچک یا تیمهایی که همه خوب کار میکنند، نتیجه غیرواقعی میدهد و رقابت ناسالم میسازد.
مایکروسافت در سال ۲۰۱۳ نظام رتبهبندی اجباری خود را کنار گذاشت. منتقدان میگفتند این نظام کارکنان را به رقابت با همکاران خود وا میداشت، نه با رقبای بیرونی.
| روش | مناسب برای | نقطه قوت | محدودیت |
|---|---|---|---|
| MBO | شغلهایی با خروجی قابل اندازهگیری | روشنی هدف و مشارکت کارمند | نادیده ماندن رفتار و شیوه کار |
| OKR | تیمهای پروژهای و سازمانهای در حال رشد | همراستایی و چرخه کوتاه | اگر به پاداش وصل شود، اهداف محافظهکارانه میشوند |
| مقیاس گرافیکی | شروع کار در سازمانهای کوچک | ساده و سریع | ذهنی بودن در نبود تعریف سطوح |
| BARS | شغلهای پرتعداد و مشابه، مثل پشتیبانی یا فروش | دقت و یکنواختی بین ارزیابها | زمانبر بودن طراحی |
| بازخورد ۳۶۰ درجه | مدیران و نقشهای تعاملی | دید چندجانبه | نیاز به اعتماد و محرمانگی |
| توزیع اجباری | سازمانهای بزرگ با تیمهای بزرگ | جلوگیری از امتیازدهی سخاوتمندانه | بیعدالتی در تیمهای کوچک و رقابت ناسالم |
نقشه شروع: پیادهسازی ارزیابی عملکرد در هشت گام
اگر سازمان شما نظام ارزیابی منظمی ندارد یا نظام فعلی به فرمی سالانه و بیاثر تبدیل شده، این هشت گام مسیری عملی برای شروع است. بهتر است ابتدا روی یک یا دو واحد آزمایش شود و بعد به کل سازمان برسد.
- هدف ارزیابی را مشخص کنید. پیش از طراحی فرم، روشن کنید نتیجه ارزیابی برای چه به کار میرود: بازخورد و توسعه، پاداش، ارتقا یا ترکیبی از اینها. روش، دوره و میزان محرمانگی به همین تصمیم بستگی دارد.
- شرح شغلها را بهروز کنید. ارزیابی بدون شرح شغل روشن به قضاوت سلیقهای تبدیل میشود. برای هر شغل، مسئولیتهای اصلی و خروجیهای مورد انتظار را در چند خط بنویسید.
- معیارها را در دو گروه تعریف کنید. گروه اول معیارهای نتیجهمحور مخصوص هر شغل است و گروه دوم معیارهای رفتاری مشترک، مثل همکاری، تعهد و رعایت ضوابط. بسیاری از سازمانها برای این دو گروه وزن جداگانه میگذارند. پنج تا هشت معیار برای هر نفر معمولاً قابل مدیریت است.
- مقیاس و تعریف سطوح را بنویسید. برای هر سطح یک یا دو جمله توصیفی بنویسید که نشان دهد «مطابق انتظار» یا «فراتر از انتظار» در عمل یعنی چه.
- دوره و تقویم را تعیین کنید. چرخه رایج، هدفگذاری ابتدای سال، بازبینی میانه سال و ارزیابی پایانی است و گفتوگوهای کوتاه ماهانه یا فصلی فاصلهها را پر میکند. افزایش سالانه مزد معمولاً از فروردین اعمال میشود؛ اگر ارزیابی قرار است در افزایش سال بعد اثر بگذارد، آن را پیش از اسفند تمام کنید تا در شلوغی پایان سال گم نشود.
- ارزیابها را آموزش دهید. مدیران باید خطاهای رایج قضاوت، شیوه ثبت شواهد و برگزاری جلسه بازخورد را بشناسند. یک جلسه همترازسازی، که در آن مدیران چند نمونه را با هم امتیاز میدهند و تفاوتها را بحث میکنند، یکنواختی را بسیار بیشتر میکند.
- به کارکنان توضیح دهید. پیش از اجرا، روش، معیارها، تقویم و پیامدهای ارزیابی را شفاف کنید و راهی برای ثبت اعتراض یا بازبینی در نظر بگیرید.
- اجرا کنید، بازخورد بگیرید و اصلاح کنید. بعد از اولین دوره، از مدیران و کارکنان نظرسنجی کنید، توزیع امتیازها را بررسی کنید و فرم و فرایند را سادهتر و دقیقتر کنید.
جلسه بازخورد را چطور برگزار کنیم
کیفیت جلسه ارزیابی، بیش از کیفیت فرم، برداشت کارمند از کل فرایند را میسازد. یک ساختار ساده و قابل اجرا این است:
- آمادهسازی: چند روز قبل، از کارمند بخواهید خودارزیابی کوتاهی بنویسد و خودتان شواهد دوره را مرور کنید. ارزیابی اولیه خودتان را پیش از خواندن خودارزیابی او یادداشت کنید تا نظر او ناخواسته لنگر قضاوت شما نشود.
- شروع با هدف جلسه: در یکی دو جمله بگویید جلسه برای مرور دوره گذشته و توافق برای دوره بعد است.
- شنیدن دیدگاه کارمند: اول اجازه دهید کارمند ارزیابی خود را بگوید. این کار هم اطلاعات تازه میدهد و هم جلسه را از حالت یکطرفه خارج میکند.
- بازخورد مشخص و مبتنی بر شواهد: به جای صفتهای کلی، رفتار یا نتیجه مشخص و اثر آن را بیان کنید. مثلاً به جای «بیدقت هستی»، بگویید «در دو گزارش ماه گذشته ارقام فروش با سامانه مغایرت داشت و تیم مالی مجبور به اصلاح شد».
- توافق بر سر اقدام: برای هر مورد بهبود، یک اقدام مشخص، حمایتی که سازمان میدهد و زمان پیگیری تعیین کنید.
- ثبت و پیگیری: خلاصه جلسه را مکتوب کنید و به کارمند بدهید. در گفتوگوهای بعدی به همین توافقها برگردید.
خطاهای رایج در ارزیابی عملکرد
حتی با فرم خوب، قضاوت انسانی در معرض خطاهای شناختهشدهای است. شناختن آنها اولین قدم برای کاهششان است.
| خطا | توضیح | راه کاهش |
|---|---|---|
| اثر هالهای | یک ویژگی برجسته، مثبت یا منفی، بر امتیاز همه معیارها سایه میاندازد | امتیازدهی جداگانه به هر معیار با شواهد مخصوص همان معیار |
| خطای تازگی | رویدادهای هفتههای آخر دوره بیش از کل دوره دیده میشوند | ثبت منظم وقایع در طول دوره و گفتوگوهای دورهای |
| سختگیری یا سهلگیری | برخی مدیران به همه امتیاز بالا و برخی به همه امتیاز پایین میدهند | جلسه همترازسازی بین مدیران و بررسی توزیع امتیازها |
| گرایش به میانه | همه در سطح متوسط قرار میگیرند تا ارزیاب از توضیح دادن پرهیز کند | تعریف رفتاری سطوح و الزام به ذکر شواهد برای هر امتیاز |
| سوگیری شباهت | افرادی که شبیه ارزیاب هستند امتیاز بهتری میگیرند | آموزش ارزیابها و استفاده از چند منبع بازخورد |
| مقایسه به جای معیار | فرد با همکارش سنجیده میشود، نه با انتظار شغل | ارجاع مداوم به معیارهای مکتوب هر شغل |
در پژوهشی که اسکالن، مونت و گاف در سال ۲۰۰۰ منتشر کردند، حدود ۶۲ درصد تفاوت امتیازها به ویژگیهای خود ارزیاب برمیگشت و فقط حدود ۲۱ درصد به عملکرد واقعی افراد. پس امتیاز یک مدیر را بدون همترازسازی با مدیران دیگر مبنای تصمیم مالی نکنید.
چند خطای طراحی هم رایج است:
- معیارهای زیاد و کلی؛
- فرم یکسان برای همه شغلها؛
- ارزیابی فقط یک بار در سال، بدون گفتوگوی میانی؛
- نبود پیامد روشن برای نتیجه.
ارزیابی عملکرد در سازمانهای ایرانی: نکات حقوقی و اجرایی
چارچوب حقوقی ارزیابی عملکرد در ایران به نوع سازمان بستگی دارد. در دستگاههای اجرایی دولتی، قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۱۳۸۶ در مواد ۸۱ و ۸۲ دستگاهها را به استقرار نظام مدیریت عملکرد در سه سطح سازمان، مدیران و کارمندان مکلف کرده است.
جزئیات آن در آییننامهها و دستورالعملهایی آمده که سازمان اداری و استخدامی ابلاغ میکند. این مقررات در طول زمان بازنگری میشوند، پس دستگاههای دولتی باید آخرین نسخه ابلاغی را از مراجع رسمی بگیرند.
در بخش خصوصی که تابع قانون کار است، قانون شکل خاصی برای ارزیابی عملکرد تعیین نکرده و سازمان در طراحی روش آزادی عمل دارد. با این حال، چند نکته اجرایی مهم است:
- اگر نتیجه ارزیابی قرار است بر پاداش، افزایش دریافتی یا مزایای غیرالزامی اثر بگذارد، قواعد آن را در آییننامه داخلی یا قرارداد بهروشنی بنویسید و به کارکنان اطلاع دهید.
- ارزیابی عملکرد نمیتواند حقوق و مزایایی را که قانون کار، مصوبات شورای عالی کار یا قوانین بیمه تأمین اجتماعی تضمین کردهاند، کاهش دهد. پاداش عملکردی معمولاً روی حداقلهای قانونی اضافه میشود، نه به جای آنها.
- عیدی و پاداش پایان سال کارگران مشمول قانون کار الزامی است: برای یک سال کار، معادل ۶۰ روز آخرین مزد و حداکثر تا ۹۰ روز حداقل مزد روزانه. آن را مشروط به نتیجه ارزیابی نکنید و پاداش عملکردی را با عنوانی جدا در فیش حقوقی بیاورید تا با عیدی یکی گرفته نشود.
- تصمیمهایی مثل خاتمه همکاری یا اقدام انضباطی تشریفات و مراجع خاص خود را در قانون کار دارند. سوابق ارزیابی میتواند مستند کمکی باشد، اما جایگزین رعایت این تشریفات نیست.
- مقررات کار، بیمه و دستمزد هر سال یا در فواصل نامنظم تغییر میکنند. پیش از هر تصمیم مالی یا حقوقی مرتبط با ارزیابی، آخرین ضوابط را از منابع رسمی مانند وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی بررسی کنید یا با مشاور حقوقی کار مشورت کنید.
سوالات متداول
ارزیابی عملکرد کارکنان هر چند وقت یک بار باید انجام شود؟
قاعده واحدی وجود ندارد. رایجترین الگو یک ارزیابی رسمی سالانه با یک بازبینی میانه سال است و بسیاری از سازمانها گفتوگوهای کوتاه ماهانه یا فصلی هم دارند. در شغلهایی با چرخه کوتاه، مثل فروش یا پروژههای فصلی، بازههای کوتاهتر مناسبترند.
بهترین روش ارزیابی عملکرد کدام است؟
روشی که با هدف ارزیابی، نوع شغل و بلوغ سازمان شما سازگار باشد. برای شروع در سازمان کوچک، اهداف نتیجهمحور به سبک MBO همراه با چند معیار رفتاری با سطوح تعریفشده معمولاً کافی است. بازخورد ۳۶۰ درجه یا BARS را میتوان بعد از جاافتادن فرایند پایه اضافه کرد.
آیا خودارزیابی کارمند لازم است؟
الزامی نیست، اما بسیار مفید است. خودارزیابی کارمند را به مرور کار خود وا میدارد، اطلاعاتی را که مدیر از آن بیخبر بوده آشکار میکند و تفاوت دیدگاهها را زودتر نشان میدهد. بهتر است کوتاه و ساختارمند باشد و بهتنهایی مبنای امتیاز نهایی قرار نگیرد.
اگر کارمند با نتیجه ارزیابی مخالف باشد چه باید کرد؟
نخست شواهد را با او مرور کنید و دیدگاهش را مکتوب کنید. اگر اختلاف حل نشد، سازمان باید از قبل مسیر بازبینی مشخصی داشته باشد، مثلاً بررسی توسط مدیر بالاتر یا واحد منابع انسانی. وجود همین مسیر، حتی اگر کم استفاده شود، اعتماد به کل فرایند را بیشتر میکند.
آیا باید نتیجه ارزیابی را مستقیم به افزایش حقوق وصل کرد؟
اتصال نتیجه ارزیابی به پاداش رایج است و انگیزه میسازد. اما اگر جلسه بازخورد و تصمیم مالی همزمان باشند، تمرکز کارمند از یادگیری به دفاع از امتیاز منتقل میشود؛ برای همین بسیاری از سازمانها این دو را با فاصله زمانی برگزار میکنند.
در هر حال، پاداش عملکردی نباید حقوق و مزایای قانونی را کاهش دهد و قواعد آن باید پیشاپیش مکتوب و اعلام شود.
برای سازمانی که هیچ سابقه ارزیابی ندارد، از کجا باید شروع کرد؟
از یک واحد آزمایشی، شرح شغلهای بهروز، چند معیار روشن برای هر شغل و یک فرم ساده شروع کنید و بعد از اولین دوره، فرایند را بر اساس نظر مدیران و کارکنان اصلاح کنید. در سال اول، سادگی و اجرای منظم از کامل بودن طراحی مهمتر است.
جمعبندی
ارزیابی عملکرد یعنی سنجش منظم کار کارکنان در برابر انتظاراتی که از قبل روشن شده و تبدیل نتیجه آن به بازخورد، برنامه توسعه و تصمیمهای منابع انسانی. ستونهای آن اهداف روشن، سطوح تعریفشده، شواهد طول دوره، گفتوگوی دوطرفه و پیامد مشخص است و روش، از MBO و OKR تا BARS و ۳۶۰ درجه، باید با هدف ارزیابی سازگار باشد.
از کوچک شروع کنید، مدیران را آموزش دهید و بعد از هر دوره فرایند را اصلاح کنید. برای تصمیمهای مالی و حقوقی، آخرین مقررات رسمی را بررسی کنید.


