آموزش کارکنان چیست؟ تعریف ساده، کاربردها و نقشه شروع برای مدیران یادگیری و توسعه

آموزش کارکنان مجموعه فعالیتهای برنامهریزیشدهای است که سازمان برای افزایش دانش و مهارت و بهبود رفتار شغلی کارکنان انجام میدهد تا کار فعلی بهتر انجام شود و افراد برای مسئولیتهای بعدی آماده شوند. معیار موفقیت، ساعت کلاس یا رضایت شرکتکنندگان نیست؛ بهتر شدن کار در عمل است.
برای شروع، مدیر یادگیری و توسعه چهار کار را به ترتیب انجام میدهد: هدف یا مشکل کسبوکار را مشخص میکند، نیاز آموزشی واقعی را از دل آن بیرون میکشد، روش مناسب را انتخاب و اجرا میکند و اثر آموزش را روی رفتار و نتیجه کار میسنجد.
تعریف ساده آموزش کارکنان
در ادبیات مدیریت منابع انسانی، سه واژه نزدیک به هم به کار میرود که تفکیک آنها به تصمیمگیری درست کمک میکند:
- آموزش (Training): یادگیری مهارتهای لازم برای شغل فعلی که نتیجهاش در کوتاهمدت دیده میشود، مثل کار با نرمافزار جدید حسابداری یا رعایت دستورالعمل ایمنی یک دستگاه.
- توسعه (Development): آمادهسازی فرد برای نقشها و مسئولیتهای آینده، مثل پرورش مهارتهای رهبری در کارشناس ارشدی که قرار است سرپرست شود.
- یادگیری (Learning): مفهومی گستردهتر که هر نوع کسب دانش و مهارت را در بر میگیرد، چه در کلاس رسمی و چه در کار روزانه و از همکاران.
به همین دلیل بسیاری از سازمانها این واحد را «یادگیری و توسعه» یا L&D مینامند تا نشان دهند کارشان فقط برگزاری دوره نیست. آموزش در عمل پلی است میان انتظار سازمان و توان امروز کارکنان.
اگر این فاصله از کمبود دانش یا مهارت باشد، آموزش راهحل مناسبی است. اگر علت آن نبود ابزار، فرایند معیوب، انگیزه پایین یا شرح شغل مبهم باشد، آموزش بهتنهایی مشکل را حل نمیکند.
| مفهوم | تمرکز | افق زمانی | مثال |
|---|---|---|---|
| آموزش | مهارتهای لازم برای شغل فعلی | کوتاهمدت | آموزش کار با سامانه جدید انبارداری |
| توسعه | آمادگی برای نقشها و مسئولیتهای آینده | میانمدت و بلندمدت | برنامه پرورش سرپرستان آینده |
| یادگیری | هر نوع کسب دانش و مهارت، رسمی یا غیررسمی | پیوسته | یادگیری از همکار باتجربه هنگام انجام پروژه |
آموزش کارکنان چه کاربردهایی دارد
آموزش زمانی ارزش دارد که به یک نیاز مشخص پاسخ دهد. مهمترین کاربردهای آن در سازمانها اینهاست:
- آشناسازی و جذب نیروی جدید: برنامه ورود (Onboarding) کمک میکند کارمند تازهوارد فرهنگ، قواعد، ابزارها و انتظارات شغلی را سریعتر بشناسد و زودتر به بهرهوری مطلوب برسد.
- رفع شکاف عملکردی: وقتی خطاها، شکایت مشتریان یا ضایعات تولید به کمبود مهارت مربوط است، آموزش هدفمند میتواند آن را کاهش دهد.
- ایمنی و انطباق با مقررات: در بسیاری از صنایع، آموزش ایمنی، بهداشت کار و دستورالعملهای الزامی بخشی از تعهدات کارفرماست و کوتاهی در آن میتواند پیامد حقوقی داشته باشد.
- همراهی با تغییر: ورود فناوری جدید، تغییر فرایندها یا ادغام واحدها بدون آموزش کارکنان معمولاً با مقاومت و افت عملکرد همراه میشود.
- جانشینپروری و توسعه مدیران: سازمانی که برای پستهای کلیدی جانشین آماده نکند، با رفتن یک مدیر دچار خلأ میشود.
- نگهداشت کارکنان: فرصت رشد و یادگیری یکی از عواملی است که کارکنان هنگام تصمیم به ماندن یا رفتن در نظر میگیرند، هرچند اثر آن به حقوق، مدیر مستقیم و فضای کار هم بستگی دارد.
انواع آموزش کارکنان
آموزش را میتوان از چند زاویه دستهبندی کرد. شناخت این دستهها کمک میکند برای هر نیاز قالب مناسب انتخاب شود و همه چیز به کلاس حضوری محدود نماند.
از نظر محتوا
- آموزشهای فنی و تخصصی: مهارتهای مستقیم شغل، مثل نگهداری تجهیزات، تحلیل داده یا اصول حسابداری.
- مهارتهای نرم: ارتباط مؤثر، کار تیمی، مذاکره، مدیریت زمان و حل مسئله.
- آموزشهای مدیریتی و رهبری: هدفگذاری، بازخورد دادن، تفویض اختیار و مدیریت عملکرد تیم.
- آموزشهای الزامی: ایمنی، بهداشت حرفهای، امنیت اطلاعات و آییننامههای داخلی.
- آموزش محصول و خدمت: شناخت دقیق محصولات برای کارکنان فروش و پشتیبانی.
از نظر روش اجرا
| روش | مناسب برای | نقطه قوت | محدودیت |
|---|---|---|---|
| کلاس حضوری با مدرس | مهارتهای نرم، کار گروهی، موضوعات بحثبرانگیز | تعامل مستقیم و تمرین گروهی | هزینه و زمان بیشتر، سختی هماهنگی |
| آموزش حین کار (On-the-Job) | مهارتهای عملی و فنی | یادگیری در شرایط واقعی کار | وابستگی به کیفیت آموزشدهنده و نبود استاندارد |
| آموزش الکترونیکی (e-Learning) | دانش پایه، آموزشهای الزامی، کارکنان پراکنده | مقیاسپذیری و انعطاف زمانی | تعامل کم و خطر افت توجه |
| آموزش ترکیبی (Blended) | برنامههای طولانیتر و توسعه مدیران | ترکیب مزیت محتوای آنلاین و تمرین حضوری | طراحی و هماهنگی پیچیدهتر |
| مربیگری و منتورینگ | توسعه فردی و جانشینپروری | متناسب با نیاز هر فرد | وابسته به وقت و توان افراد باتجربه |
| چرخش شغلی | شناخت کل فرایند و پرورش مدیران | دید جامع از سازمان | افت موقت بهرهوری در دوره جابهجایی |
| آموزش خرد (Microlearning) | یادآوری نکات کوتاه و پشتیبانی حین کار | دسترسی سریع و مصرف کم وقت | برای مهارتهای پیچیده کافی نیست |
دو چارچوب مهم: مدل ADDIE و الگوی ۷۰-۲۰-۱۰
مدل ADDIE برای طراحی آموزش
ADDIE رایجترین چارچوب طراحی آموزشی است. ریشه آن به کاری برمیگردد که مرکز فناوری آموزشی دانشگاه ایالتی فلوریدا در دهه ۱۹۷۰ میلادی برای ارتش آمریکا انجام داد، هرچند خود نام ADDIE بعدها رایج شد. این مدل پنج مرحله دارد:
- تحلیل (Analysis): مشخص کردن مشکل، مخاطب، شکاف مهارتی و هدف قابل اندازهگیری.
- طراحی (Design): تعیین اهداف یادگیری، ترتیب محتوا، روش ارائه و شیوه ارزیابی.
- توسعه (Development): تهیه محتوا، تمرینها، مثالها و ابزارهای کمکی.
- اجرا (Implementation): برگزاری دوره، هماهنگی با مدیران و آمادهسازی شرکتکنندگان.
- ارزیابی (Evaluation): سنجش اثر آموزش و استفاده از نتایج برای اصلاح دورههای بعدی.
ADDIE گاهی به کندی و خطی بودن متهم میشود. در عمل، بسیاری از تیمها آن را تکرارشونده اجرا میکنند: نسخه اولیه دوره را با گروهی کوچک آزمایش و سپس اصلاح میکنند. پیام اصلی مدل این است که آموزش بدون تحلیل اولیه و ارزیابی پایانی کامل نیست.
الگوی ۷۰-۲۰-۱۰
این الگو از پژوهشهای مورگان مککال، مایکل لومباردو و رابرت آیشینگر در مرکز رهبری خلاق (Center for Creative Leadership) در دهه ۱۹۸۰ میلادی گرفته شده است. طبق آن، حدود ۷۰ درصد یادگیری مدیران از تجربه کاری، حدود ۲۰ درصد از تعامل با دیگران و بازخورد و حدود ۱۰ درصد از آموزش رسمی به دست میآید.
این اعداد فرمول دقیق علمی نیستند. منتقدان یادآوری میکنند که پشتوانه پژوهشی این نسبتها محدود است و نسبت واقعی در هر شغل و سازمان فرق میکند. ارزش الگو در پیام آن است: برنامه آموزشی موفق فقط کلاس نیست و پروژه واقعی، مربیگری و بازخورد مدیر را هم در بر میگیرد.
نقشه شروع برای مدیران یادگیری و توسعه
اگر سازمان شما تاکنون برنامه آموزشی منظمی نداشته یا آموزش در آن به دورههای پراکنده محدود بوده، مراحل زیر مسیری عملی برای شروع است. ترتیب مراحل مهم است، چون هر مرحله ورودی مرحله بعد را میسازد.
- اهداف کسبوکار را از مدیریت ارشد بگیرید. بپرسید سازمان در سال پیش رو کدام نتایج را دنبال میکند: افزایش فروش، کاهش خطای تولید، ورود به بازار جدید یا راهاندازی سامانه تازه. آموزشی که به این اهداف وصل نباشد، در اولین محدودیت بودجه حذف میشود.
- نیازسنجی آموزشی انجام دهید. نیازسنجی سه سطح دارد: سازمان (کدام واحدها بیشترین شکاف را دارند)، شغل (هر شغل به چه دانش و مهارتی نیاز دارد) و فرد (هر کارمند کجای این مسیر است). ابزارهای رایج آن مصاحبه با مدیران، نتایج ارزیابی عملکرد، شاخصهای عملیاتی، پرسشنامه و مشاهده کار است.
- علت شکاف را تشخیص دهید. پیش از طراحی دوره مطمئن شوید مشکل واقعاً از کمبود مهارت است. پرسش محک در مدل تحلیل عملکرد رابرت میگر و پیتر پایپ این است: «اگر زندگی کارمند به این کار وابسته بود، میتوانست درست انجامش دهد؟» اگر پاسخ مثبت است، دوره آموزشی کمکی نمیکند و راهحل در ابزار، زمان، فرایند یا انگیزه است.
- اولویتبندی کنید. همه نیازها را نمیتوان همزمان پاسخ داد. نیازها را بر اساس اثر روی اهداف کسبوکار، الزام قانونی یا ایمنی و فوریت مرتب کنید. آموزشهای ایمنی و الزامی معمولاً در صدر فهرست قرار میگیرند.
- هدف هر دوره را رفتاری و قابل سنجش بنویسید. به جای «آشنایی با مهارت ارتباطی» بنویسید «کارشناس پشتیبانی بتواند با مشتری ناراضی طبق مراحل استاندارد گفتوگو کند و مشکل را ثبت کند». هدف رفتاری، ارزیابی را ممکن میکند.
- روش و منبع آموزش را انتخاب کنید. تصمیم بگیرید مدرس داخلی باشد یا بیرونی و آموزش حضوری، آنلاین یا ترکیبی. دانش تخصصی درونسازمانی را معمولاً بهتر است کارکنان باتجربه خود سازمان منتقل کنند، به شرط آنکه اصول تدریس را یاد گرفته باشند.
- برنامه و بودجه سالانه را تنظیم کنید. تقویم آموزشی، مخاطب هر دوره، مسئول اجرا و برآورد هزینه را در یک سند بیاورید و به تأیید مدیریت برسانید. هزینه فقط دستمزد مدرس نیست؛ ساعات کاری شرکتکنندگان، محتوا و ابزار هم بخشی از آن است.
- مدیران مستقیم را درگیر کنید. پیش از دوره، مدیر باید به کارمند بگوید چرا در این دوره شرکت میکند و پس از آن، فرصت بهکارگیری مهارت جدید را فراهم کند. بخش بزرگی از اثر آموزش در همین مرحله از دست میرود.
- با یک پایلوت شروع کنید. دوره را ابتدا برای یک گروه کوچک اجرا کنید، بازخورد بگیرید و اصلاح کنید، سپس آن را گسترش دهید.
- اثر را بسنجید و گزارش دهید. نتایج را در قالبی که برای مدیریت ارشد معنا دارد ارائه کنید: تغییر در شاخصهای عملکرد، نه فقط تعداد نفر ساعت آموزش.
چطور اثربخشی آموزش را بسنجیم
شناختهشدهترین چارچوب ارزیابی آموزش، مدل چهارسطحی دونالد کرکپاتریک است که نخستین بار در سال ۱۹۵۹ میلادی مطرح شد. جک فیلیپس بعدها سطح پنجمی با عنوان بازگشت سرمایه (ROI) به آن افزود:
| سطح | چه چیزی سنجیده میشود | ابزار رایج | زمان سنجش |
|---|---|---|---|
| ۱. واکنش | رضایت و برداشت شرکتکنندگان از دوره | پرسشنامه پایان دوره | بلافاصله پس از دوره |
| ۲. یادگیری | میزان دانش و مهارتی که کسب شده است | آزمون پیش و پس از دوره، تمرین عملی | پایان دوره |
| ۳. رفتار | بهکارگیری مهارت جدید در محیط کار | مشاهده، نظر مدیر مستقیم، چکلیست رفتاری | چند هفته تا چند ماه بعد |
| ۴. نتایج | اثر روی شاخصهای کسبوکار | دادههای عملیاتی مثل خطا، فروش، زمان انجام کار | چند ماه بعد |
| ۵. بازگشت سرمایه (افزوده فیلیپس) | مقایسه ارزش مالی منافع با هزینه آموزش | محاسبه مالی و جداسازی اثر آموزش از عوامل دیگر | پس از سنجش نتایج |
بیشتر سازمانها فقط سطح اول را میسنجند، در حالی که رضایت از دوره لزوماً به معنای تغییر رفتار نیست. لازم نیست همه دورهها را تا سطح پنجم ارزیابی کنید. یک تقسیم عملی این است:
- همه دورهها در سطح ۱ و ۲
- دورههای مهم در سطح ۳
- تعداد محدودی از دورههای پرهزینه یا راهبردی در سطح ۴ و ۵
ترتیب برنامهریزی اما برعکس ترتیب سطوح است. در «مدل کرکپاتریک دنیای نو» (New World Kirkpatrick)، نسخه بهروزشده جیمز و وندی کرکپاتریک، طراحی از سطح ۴ شروع میشود: اول نتیجه کسبوکار، بعد رفتارهایی که به آن میرسند و در آخر محتوای دوره.
این نسخه «شاخصهای پیشرو» را هم اضافه میکند: نشانههای کوتاهمدتی مثل درصد رعایت روش جدید در بازدیدها که پیش از دادههای نتیجه، درست بودن مسیر را نشان میدهند.
در محاسبه بازگشت سرمایه، رایجترین فرمول این است: سود خالص آموزش (منافع منهای هزینه) تقسیم بر هزینه، ضرب در ۱۰۰. دشوارترین بخش، جدا کردن اثر آموزش از عوامل دیگری مثل تغییر بازار یا ابزار جدید است و روش این جداسازی باید در گزارش شفاف نوشته شود.
وقتی محاسبه دقیق بازگشت سرمایه ممکن نیست، «روش مورد موفق» (Success Case Method) رابرت برینکرهاف جایگزین کمهزینهای است. پس از یک نظرسنجی کوتاه، با چند نفر از موفقترین و چند نفر از ناموفقترین شرکتکنندگان مصاحبه میشود تا روشن شود مانع اصلی در خود دوره بوده یا در محیط کار، مثل حمایت نکردن مدیر.
شاخصهایی که ارزش پیگیری دارند
- درصد تکمیل دورهها به تفکیک واحد و نوع دوره
- میانگین ساعت آموزش به ازای هر نفر، بهعنوان شاخص فعالیت و نه شاخص اثر
- هزینه آموزش به ازای هر نفر و سهم آن از کل هزینه نیروی انسانی
- اختلاف نمره پیشآزمون و پسآزمون برای سنجش یادگیری
- زمان رسیدن نیروی جدید به عملکرد مطلوب (Time to Proficiency)
- تغییر در شاخص عملیاتی هدف، مثل نرخ خطا، حوادث کاری یا شکایت مشتری
- نسبت پستهای کلیدی دارای جانشین آماده برای برنامههای توسعه مدیران
آموزش کارکنان و قوانین کار در ایران
در سازمانهای مشمول قانون کار، فصل پنجم این قانون با عنوان «آموزش و اشتغال» به موضوع آموزش میپردازد. در این فصل این موارد آمده است:
- وظایف وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در زمینه آموزش فنی و حرفهای
- همکاری واحدهای صنعتی، تولیدی و خدماتی در ایجاد مراکز کارآموزی جوار کارگاه یا بین کارگاهی
- تعریف کارآموز و شرایط قرارداد کارآموزی، از جمله کتبی بودن قرارداد، حقوق کارآموز و محدودیت ساعت کار کارآموزان نوجوان
آموزشهای ایمنی و بهداشت کار هم بر اساس آییننامهها و مقررات حفاظت فنی و بهداشت کار در بسیاری از کارگاهها الزامی است. دستگاههای دولتی نیز برای آموزش ضمن خدمت کارکنان ضوابط جداگانهای دارند که با مقررات بخش خصوصی متفاوت است.
نکته مالی کمتر گفتهشده: بند ۸ ماده ۱۴۸ قانون مالیاتهای مستقیم، هزینههای آموزشی مربوط به فعالیت مؤسسه را بر اساس آییننامه مربوط جزو هزینههای قابل قبول مالیاتی آورده است. پس قرارداد، فاکتور و فهرست حاضران هر دوره را نگه دارید و شرایط پذیرش را با مشاور مالیاتی بررسی کنید.
این مقررات ممکن است تغییر کند و برای کارگاههای مختلف متفاوت باشد. پیش از تنظیم قرارداد کارآموزی یا برنامه آموزش الزامی، متن بهروز آن را از منابع رسمی مانند وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور بررسی کنید و در موارد مبهم با مشاور حقوقی یا کارشناس روابط کار مشورت کنید.
اشتباهات رایج در آموزش کارکنان
بسیاری از برنامههای آموزشی با وجود محتوای مناسب، به دلیل خطاهای مدیریتی اثر نمیگذارند. رایجترین این اشتباهات عبارتاند از:
- شروع از فهرست دورهها به جای مسئله: انتخاب دوره بر اساس پیشنهاد مؤسسات آموزشی یا مد روز، بدون نیازسنجی.
- آموزش برای مشکلی که آموزشی نیست: برگزاری دوره برای مشکلاتی که علت آن فرایند معیوب، ابزار ناکافی یا سیستم پاداش نامناسب است.
- معیار قرار دادن نفر ساعت: گزارش دادن تعداد ساعت آموزش بهعنوان موفقیت، در حالی که تغییری در عملکرد دیده نمیشود.
- نادیده گرفتن مدیر مستقیم: وقتی مدیر از محتوای دوره خبر ندارد یا کارمند را به استفاده از آن تشویق نمیکند، مهارت جدید بهسرعت فراموش میشود.
- دورههای طولانی و یکباره: انتقال حجم زیادی از مطالب در یک یا دو روز، بدون تمرین و یادآوری بعدی. راهحل، جلسههای کوتاهتر و چند پرسش یادآوری در هفتههای بعد است. پژوهش رودیگر و کارپیکی (۲۰۰۶) نشان داد به یاد آوردن فعالانه مطلب، ماندگاری آن را پس از یک هفته بیش از دوبارهخوانی بالا میبرد.
- ارزیابی فقط با پرسشنامه رضایت: بسنده کردن به سطح واکنش و بیاطلاعی از تغییر رفتار و نتیجه.
- یکسان دیدن همه کارکنان: برگزاری یک دوره برای همه، بدون توجه به سطح فعلی دانش و نیاز هر گروه.
- غفلت از ثبت و مستندسازی: نبود سابقه آموزشی هر کارمند، که هم برنامهریزی بعدی و هم پاسخگویی در برابر الزامات ایمنی را دشوار میکند.
یک نمونه ساده از مسیر کامل
فرض کنید در یک شرکت پخش مواد غذایی، شکایت مشتریان از اشتباه در ارسال سفارش بیشتر شده است. مدیر یادگیری و توسعه با مدیر انبار و مدیر فروش گفتوگو میکند و دادههای شکایات را بررسی میکند.
معلوم میشود بخش عمده خطاها در شیفتهایی رخ میدهد که کارکنان تازهوارد بیشتری دارند و این افراد روش کدگذاری کالا را بهخوبی نمیشناسند. بخشی از خطاها هم از برچسبهای ناخواناست که راهحلش آموزش نیست و به واحد انبار ارجاع میشود.
هدف بخش آموزشی اینگونه نوشته میشود: «کارکنان جدید انبار بتوانند در پایان هفته دوم کار، سفارش را طبق روش استاندارد جمعآوری و کنترل کنند». برنامه شامل یک جلسه کوتاه حضوری، آموزش حین کار کنار یک همکار باتجربه و یک چکلیست کنترل سفارش است.
ارزیابی در سطح یادگیری با یک آزمون عملی، در سطح رفتار با مشاهده سرپرست شیفت و در سطح نتایج با مقایسه نرخ خطای ارسال پیش و پس از برنامه انجام میشود. درصد سفارشهایی که چکلیستشان کامل پر شده، شاخص پیشرویی است که زودتر از آمار شکایتها جهت کار را نشان میدهد.
سوالات متداول
تفاوت آموزش کارکنان با توسعه کارکنان چیست؟
آموزش بر مهارتهای لازم برای شغل فعلی تمرکز دارد و نتیجه آن معمولاً در کوتاهمدت دیده میشود. توسعه به آمادهسازی فرد برای نقشها و مسئولیتهای آینده مربوط است و افق زمانی بلندتری دارد. یک برنامه کامل یادگیری و توسعه هر دو را در بر میگیرد.
نیازسنجی آموزشی را از کجا شروع کنیم؟
از اهداف و مشکلات کسبوکار شروع کنید، نه از فهرست دورهها. با مدیران واحدها گفتوگو کنید، نتایج ارزیابی عملکرد و شاخصهای عملیاتی را بررسی کنید و سپس شکاف میان عملکرد مطلوب و فعلی را در سطح سازمان، شغل و فرد مشخص کنید.
آیا آموزش آنلاین میتواند جایگزین آموزش حضوری شود؟
برای انتقال دانش پایه، آموزشهای الزامی و کارکنان پراکنده، آموزش آنلاین گزینه کارآمدی است. برای مهارتهایی که به تمرین، بازخورد و تعامل نیاز دارند، مثل مذاکره یا رهبری، ترکیب آن با جلسات حضوری یا تمرین عملی معمولاً نتیجه بهتری میدهد.
چقدر باید برای آموزش کارکنان بودجه گذاشت؟
عدد ثابتی برای همه سازمانها وجود ندارد و بودجه به اندازه سازمان، صنعت، الزامات قانونی و اهداف سال بستگی دارد. روش منطقی این است که بودجه را از اولویتهای نیازسنجی استخراج کنید و برای هر دوره، هزینه را در کنار اثر مورد انتظار آن بسنجید.
اثر آموزش را چه زمانی باید سنجید؟
رضایت و یادگیری را میتوان در پایان دوره سنجید، اما تغییر رفتار معمولاً چند هفته تا چند ماه بعد دیده میشود و اثر روی شاخصهای کسبوکار زمان بیشتری میخواهد. پس زمان ارزیابی هر سطح را از ابتدا در برنامه مشخص کنید.
آیا قانون کار ایران کارفرما را به آموزش کارکنان موظف میکند؟
فصل پنجم قانون کار به آموزش و اشتغال، مراکز کارآموزی و قرارداد کارآموزی میپردازد و آموزشهای ایمنی و بهداشت کار نیز در بسیاری از کارگاهها بر اساس مقررات حفاظتی الزامی است. دامنه دقیق این تکالیف به نوع کارگاه و مقررات بهروز بستگی دارد و باید آن را از منابع رسمی بررسی کرد.
جمعبندی
آموزش کارکنان فعالیتی برنامهریزیشده برای افزایش دانش و مهارت و بهبود رفتار شغلی است و ارزش آن با تغییر واقعی در عملکرد سنجیده میشود، نه با تعداد دورهها و ساعتهای کلاس. مسیر شروع: شناخت اهداف کسبوکار، نیازسنجی، اطمینان از آموزشی بودن مشکل، نوشتن هدف رفتاری، انتخاب روش مناسب و درگیر کردن مدیران مستقیم.
مدل ADDIE برای طراحی و مدل کرکپاتریک برای ارزیابی، دو چارچوب کاربردی این کار هستند. در سازمانهای ایرانی، الزامات فصل پنجم قانون کار و مقررات ایمنی و بهداشت کار را هم در نظر بگیرید و نسخه بهروز آنها را از منابع رسمی بررسی کنید.


